June 15, 2006

مرثيه‌ی نورمبرگ

 

 

آنچه می‌خوانيد نه نظرات يک بيننده‌ي عادی است و نه نظرات يک کارشانس. شايد تنها دليل‌ام برای نوشتن اين بود که اگر نمی‌نوشتم دق می‌کردم!
ايران بازی را خيلی خوب شروع کرد. قبل از بازی نگران ِ ۲ چيز بودم، شروع ِ بازی و ضربه‌های سر ِ شماره ۹ مکزيک «بورگتي»! هم خيلی خوب شروع کرديم و هم اين‌که اصلا تا دقيقه ۵۲ بازی که کشاله‌ی «بورگتي» گرفت، توپی به سرش نخورد! مکزيک که ضعف ايران را در گوشه‌ها و درون دروازه می‌دانست، هم به بورگتی و ضربه‌های سرش اميد داشت و در نيمه‌ی اول بيشتر از اينکه به قلب دفاع ما بزند به دنبال توپهای بلند و ضربه‌های کاشته بود. اما برانکو ۲ هافبک دفاعی درون زمين را فدای بقيه تيم کرد و «نکونام» و «تيموريان» تا آنجا که توان داشتند ميانه‌ی زمين را از آن خود کرده بودند. خصوصا «آندرانيک» که تنها نقطه‌ی روشن بازی ايران در روزی بود که ستاره‌های نامدارش بيشتر به فکر خودشان بودند تا تيمشان!
بهترين صحنه بازی ما حدودا همان دقيقه‌ی ۱۰ بازی بود که اورلپ «مهدوی‌کيا» و «کعبي» توپ را به «کعبي» رساند و پاس سريع و زمينی او از پيش پای «وحيد» عبور کرد تا در گوشه‌ی ديگر «علی کريمي» آنرا تصاحب کند و سانتر دقيق او می‌رفت خاطره‌ی گل زيبای «وحيد» به ژاپن در آزادی را زنده کند، اما اين «اسوالدو سانچز» بود که روح پدرش را شاد کرد.
اما چگونه گل خورديم؟ «آندرانيک» و «بورگتي» در ميانه‌ی ميدان بر سر تصاحب توپ درگير شدند و در صحنه‌ای که خطا به نظر نمی‌رسيد داور سوت زد. توپ ارسالی را «ميرزاپور» مثل هميشه سراسيمه و نگران مشت کرد. ما هم که ديگر عادت کرده‌ايم که ببينيم هر وقت اشتباهی می‌کند آسيب هم ببيند. همان توپ گوشه چپ دروازه ما داشت به اوت ميرفت که داور خطای هند «کريمي» را گرفت. اگر «علي» جلوی چشم خط‌نگهدار آن هند را مرتکب شده باشد حرکتش بسيار بچه گانه بوده. محل ضربه بهترين نقطه برای مکزيک و بدترين برای ماست. در حالی‌که همه نگران «بورگتي» هستند، «پاول پاردو (۸)» توپ را به بيرون فرستاد و ضربه سر «فرانکو (۱۰)»، «عمر براوو (۱۶)» را در موقعيتی قرار داد که يکی از شيرين‌ترين و آسان‌ترين گل‌های عمرش را بزند! «ميرزاپور» حتی تلاش هم نکرد که تکان بخورد و تنها حرکتش بالا بردن دستش به مغهوم آفسايد بود. اما دو ستاره‌ی سرزن ما، «علی دايي» و «وحيد هاشميان» بيشتر از او مقصر بودند. در حالی‌که «آندرانيک»، «جواد»، «يحيي» و «رحمان» هر کدام معلوم بود که دارند چکار می‌کنند «علی دايي» جدا روی تير يک ايستاده بود. يکی از اصول اوليه برای دفاع بعد از ضربه کاشته بيرون کشيدن دفاع است. اين آن‌قدر طبيعی است که حتی دفاع مالديو هم اين کار را بصورت اتوماتيک انجام می‌دهد ولی «علی دايي» مثل يک مهاجم حرفه‌ای آن نقطه کور را رها نمی‌کرد «هاشميان» هم که بازيکن مستقيم «عمر براوو» بود حرکتی نکرد تا براوو آنطوری که «ميرزاپور» می‌گفت در آفسايد نباشد. اگر در آن صحنه «دايي» و «وحيد» همان بالا می‌ماندند، شايد گل نمی‌خورديم.
چند دقيقه بعد ضربه‌ی کرنل «مهدوی‌کيا» با پرواز بلند «رحمان» و اشتباه «سانچز» توام شد تا توپ جلوی پای «رحمان» بيا‌فتد تا بعد از گلی که به ايرلند زد ثابت کند که اگر «علی دايي» متخصص گل زدن به مالديو است او تنها مردِ گل زدن به تيمهای بزرگ است و عده‌ای را در تهران درحالی‌که هنوز نيمه به پايان نرسيده بود راهی خيابان ها کند تا بهانه بدست ماهواره‌ای های اينجا بدهد که بازی ايران در نيمه دوم را سناريوی رژيم بدانند!!
داستان نيمه‌ی دوم را ننويسم بهتر است، مکزيک فشار می‌آورد و تيم ما کاملا عفب می‌کشد. بيرون رفتن «علی کريمي» عملا تيم ايران را عقيم کرد و تنها چيزی را که در اين شرايط کم داشتيم پاس به عقب «حسين کعبي» به «ميرزاپور» بود. اگر هيچ کسی در تيم «ميرزاپور» را نشناسد، «کعبي» خوب او را می‌شناسد و اين پاس به عقب اصلا دليلی نداشت. جادوگرهای مکزيکی نيمه دوم را از آن خود کرده بودند آنها حتی نيمکت ما را هم جادو کرده بودند! در روزی که می‌توانستيم حکم صعودمان را به دور بعدی صادر کنيم، باختيم و چه زشت هم باختيم. شايد حقمان بود که ببازيم. وقتی آژانسهای فروش بليط ايرانی، ايرانی‌ها را پشت در می‌گذارند و روز مسابقه بليط‌ها را چند برابر قيمت به مکزيکی‌ها می‌فروشند و جو ورزشگاه را مثل بازی در مکزيکوسيتی ميکنند و بدتر از آن عده‌ای از خبرنگارهای ما بليط‌های درون جايگاه را که از فدراسيون گرفته بودند به قيمت گزاف فروختند تا بازی را از تلوزيونهای بيرون ورزشگاه نگاه کنند، ديگر از تنها اسلحه‌ی تاريخی بچه‌های ما که «رگِ‌غيرتشان» بود، نمی‌شد انتظار داشت که به جوش بيآيد!
هنوز هم اگر برانکو مصلحت انگاری نکند و تيمش را با همان ۴ـ۲ـ۳ـ۱ به زمين بفرستد می‌توانيم مقابل پرتقال امتياز بگيريم. اگر هم شنبه از جام اوت شديم نه به برانکو باخته‌ايم و نه به دايی و يا حتی ميرزاپور ما به مدل ايرانی باخته‌ايم.

December 6, 2005

سيد بندی جام جهانی

Fifa have announced the seedings for next summers World Cup ahead of Friday’s draw.
The top eight seeds have been grouped together in Pot One to keep the best teams apart, while the other groups have been formed to keep countries from the same continent apart.

Fifa used the same ranking co-efficient as in 2002 when seedings were based on performances at the previous two finals and a position based on world rankings from the previous three years. This set-up saw Italy narrowly push the United States out of the top pot.

 POT FOUR
Iran
Japan
Saudi Arabia
South Korea
Costa Rica
Trinidad & T
US
Sebria & Mont

 POT THREE
Croatia
Czech Republic
Netherlands
Poland
Portugal
Sweden
Switzerland
Ukraine

 POT TWO
Australia
Angola
Ghana
Ivory Coast
Togo
Tunisia
Ecuador
Paraguay

 POT ONE
Germany
Brazil
Argentina
England
France
Italy
Mexico
Spain

November 10, 2005

ان‌-بی‌-ا

اگر در جایی از دنیا هستید که تلویزیونش حتی فوتبال‌های ملی‌شان را پخش نمی‌کند و هیچ حسی هم از بیس‌بال ندارید، آن‌وقت تنها گزينه پيش رويتان بسکتبال خواهد بود و انصافا «ان‌-بی‌-ا» تماشايی است. حتی اگر تيم شهری که در آن هستيد ضعيف‌ترين تيم تاريخ اين بازی‌ها باشد! سال پيش ويدئوهای روی سايت ان‌-بی‌-ا فقط برای اعضاء قابل ديدن بود ولی امسال اين گونه نيست.

  • اين هم نظر حضرت بوش در مورد ستاره آرژانتينی سن‌آنتونيو «مانو جينوبلي». ياد خاتمی افتادم که هر در و دهاتی که می‌رفت، چند تا اسم از توی تاريخ پيدا می‌کرد و از تاثير آن قوم بر فرهنگ و ادب ايران سخن می‌راند. تعجب آقای ريس جمهور آرژانتين در نوع خودش ديدنی است شايد بوش نمی‌دانست همزمان مارادونا «خدای زمينی مردم  آرژانتين» در حال فحش دادن به حضرتش بود و الا از خدمات آرژانتين به ورزش نام نمی‌برد. 

August 26, 2004

بی‌ربط

آقا جان! تو اين سال‌ها چند تا کشتی گير مثل «مجيد ترکان»، «رسول خادم» و «عليرضا دبير» داشتيم؟ حالا دبير با «مرتضی‌عليف» هم‌گروه شده! اميدوارم فردا که برمی‌گردم برده باشداش ولی …

April 6, 2004

YELLOW JACKETS زردجــــامگان !

ديروز تيم بسکتبال GeogiaTech -دانشگاهی که در آن هستم- فينال NCAA را بهU of Connecticut باخت. گفتم شايد بهانه‌ی خوبی باشد تا قدری خارج از محدوده‌ی معمول صحبت کنم. به عقيده‌ی من امريکا چيزهای زيادی يرای به خود باليدن دارد ( باز به عقيده شخص بنده اگر از آموزش پيش دانشگاهی بگذريم) تقريبا تمام زمينه‌ها!! هر چند چنين ادعائی بزرگ مي‌نمايد اما من برای خودم دلايل کافی دارم که خود جای بحث ديگری است. اما اگر من يک امريکائی بودم و مي‌خواستم به چيزی در کشورم افتخار کنم، آن «ورزش قهرمانی» مي‌بود. اينجا تمام ورزش‌قهرمانی از کالج‌ها آغاز مي‌شود. سيستمی که عملا ورزش قهرمانی را به مردم نزديک مي‌کند. وضعيتی که برای ورزشکار ـ که عملا تحصيلکرده هم هست ـ همان احترامی را به همراه دارد که مثلا در جوامع شرقی يک دانشمند دارد. سيستمی که چنان گاهی اوقات رقابت را بالا مي‌برد که اگر به چشم خودم نديده بودم باور نمي‌کردم که تيمی که به اسم يک دانشگاه بازی مي‌کند و بازيکنان طبق قانون حق دريافت هيچ گونه پولی را ندارند، مي‌تواند تا به اين حد جدی بشود! هر چند که تمامی اعضای تيمهای ورزشی با بورسهای تحصيلی و بقيه‌ی چيزها حمايت مي‌شوند، ولی طبق قانون بايد غيرحرفه‌ای بمانند.
روزهای نخستی که اينجا بودم هرگاه بازی بستکبال يا فوتبال بود شگفت زده ميشدم. دانشگاه ما دانشگاه نسبتا کوچکی محسوب ميشود. GeogiaTech تقريبا ۱۱۳۰۰ دانشجو ليسانس و ۵۴۰۰ دانشجو دکتري و فوق‌ليسانس دارد. ولي استاديوم ۶۰۰۰۰ نفري Bobby Dodd و استاديوم ۱۰۰۰۰ نفري Alexander Memorial Coliseum که محل بازيهاي فوتبال و بسکتبال GeogiaTech هستند، تقريبا هميشه پر ميشدند. مقايسه ميکنم با تهران به آن بزرگي و يک مجموعه‌ی آزادی‌ که در نگهداری همان يکی هم مشکل داريم!!
تيم بسکتبال GeogiaTech تا بحال ۱۳ بار راهي NCAA شده٬ ۷ بار در ۱۶ تيم پاياني و ۳ بار در ۸ تيم پاياني و ۲ بار در ۴ تيم پاياني بوده. اما اين نخستين بار‌ی‌است که به فينال ميرسد. GeogiaTech فينال را ۸۲-۷۳ به Connecticut باخت. براي آنها که در ايران NBA را دنبال ميکنند، NCAA چيزي از NBA کم ندارد. در تيم بسکتبال GeogiaTech يک ملي‌پوش سوئدي هست که در بازي‌هاي NCAA اصلا بازي نکرد و در بازي‌هاي کم اهميت مقدماتي تنها ۴-۵ دقيقه به بازي مي‌آمد. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!
شايد بد نباشد: ليستي از ستاره‌هاي حال حاضر NBA که پيش از اين در GeogiaTech بوده‌اند:
Chris Bosh
Jason Collier
Dion Glover
Matt Harpring
Stephon Marbury
Travis Best
Jon Barry
Matt Geiger
Kenny Anderson
Dennis Scott
John Salley
Mark Price

February 16, 2004

نا مربوط !

اين آقايی که مثل بچه ها اون پشت قايم شده يک غول ۱۵۵ کيلوئی به اسم شکيل اونيل هست که فقط ۲ متر و ۱۶ سانت قد کشيده!! اون ۲ سال هست که به همين شکل پشت سر يائو مينگ (با ۲ متر و ۲۹ سانت قد) بازی all star  رو شروع ميکنه هر چند امسال و در خانه، از روی نيمکت MVP  اين بازی بود!

September 12, 2003

مسابقات جهاني نيويورك …

هنوز به خودم فحش می‌دم که چرا پا نشدم برم نيويورک! بگذريم! بجاش نشستم اينجا حرص ميخورم.

سايت فيلا يک ديتا بيس جالب از همه کشتی‌گيرها و مسابقات داره.
اين هم سايت رسمی مسابقات. شبکه‌های ورزشی‌شون هم خراب شن که شونصد تا هستن بعد espn2 يه ماه ديگه قراره يه برنامه يه‌ساعته از بازی‌ها بگذاره!

||