لذت ممنوع
شاید باورتان نشود، شاید فکر کنید از اوضاع سیاسی ناراضی هستم و دارم مثل بقیه دروغ میگویم تا آب در آسیاب دشمنان بریزم! نه! این داستان واقعی است. نه تحت فشار این حرفها را میزنم و نه از زندان وبلاگ مینویسندم!
داستان از اینجا شروع میشود که لینکی این کنار صفحه گذاشتم با عنوان “بعدش چی بخونم”، کارش هم این است که کتابی که خواندهاید را میگویید و به شما کتابهای مشابهی که احتمال دارد دوست داشته باشید پیشنهاد میکند. حال من داشتم تعدادی از کتابها که بیشتر دوست دارمشان را امتحان میکردم (حالا بماند که خیلی هم خوب کار نمیکرد و فقط از روی لیست خریدهای آمازون این کار را میکرد). تا اینکه به یکی از کتابهای مورد علاقهٔ خودم که رسیدم، کار نمیکرد! کتاب، «The Pleasures of Philosophy» “لذات فلسفه” بود از “ویل دورانت”. ۲-۳ بار امتحان کردم، پیغام خطا میداد. لحظهیی چیزی به ذهنم خطور کرد! از اینکه حتی چنین چیزی به ذهنم خطور کرده بود، خندهام گرفته بود ولی با کامل تاسف دیدم که خیال کثیفم جداً حقیقت داشت! کلمهٔ Pleasure فیلتر شده بود! باور نمیکنید؟! اگر در ایران هستید Pleasure را گوگل کنید و اگر ایران نیستید به فردی مورد اطمینان در ایران بگویید برایتان این کار را انجام دهد. اینجا «لذت» ممنوع است!
حتماً مثل همه دنبال مقصر میگردید! پس بگذارید داستانی دیگر که آن هم واقعی است را تعریف کنم! چندی پیش در بوفهی دانشگاه شریف نشسته بودم و ناخودآگاه به مکالمهٔ دو نفر که ظاهراً دانشجوی سال آخرِ لیسانس یا فوق لیسانس کنارم بودند گوش میدادم. «نفر اول» به «دومی» از کارِ خوبی که پیدا کرده بود میگفت اینکه هفتهیی ۲ روز میرود یک جایی و ماهی ۵۰۰ تومان میگیرد! «دومی» که تعجب کرده بود میپرسید این چه کاریست و «اولی» جواب داد خیلی هم کارش ساده است، مربوط به “شورای فیلترینگ”! دومی که ظاهراً از کاری که دوستش میکرد چندان خشنود نبود (نفهمیدم چیزی گفت یا تلویحاً این را نشان داد) که «اولی» جواب داد من که apply کردهام و چند ماه دیگر میروم!
بله! اگر اینجا لذت کردن ممنوع است دنبال مقصر نگردید مقصر خود من و شما هستیم!



ميدونم! شايد اين سؤال يک کم کليشهای باشه ولي از همهء شما عزيزان که اينطرفها سر ميزنين، خواهش ميکنم اگه حتي شده در يک جمله نظرتون رو راجع به عکس کنار صفحه بنويسين. بيشتر ميخوام بدونم با ديدن اين عکس چه حسي پيدا ميکنين؟! ميخوام بدونم اين عکس برای هرکسي چه خاطراتي رو زنده ميکنه و …؟ و تا چه حد اين خاطرات ميتونن مشترک باشن؟ و … . ممنون!
چون حرف از “آقارضا خوشنويس” شد اينو (–>) هم نوشتم گذاشتم اينجا. ميبخشيد ولي دواتهام هم مثل خودم خشک شدن. همينجوری با رواننويس از اين حقير بپذيريد!