June 24, 2008

مـــادر ایــرانـی

امسال نوع دیگری از روز مادر …. مادر ایرانی

March 29, 2008

آی بیا که نوروزه دنیا دو روزه

بشـــنوید
با صدای سیما بینا

بیا بیا دلبرُوک مو قربون تو شُم دنیا دو روزه
بیا مکن شو روز مُو خورشید مُو صبح نوروزه
دیدی چطور مانند اُو یک سال برفت سال نو اومد
یک سال چونو تندِ برفت که پنِداری همین دیروزه

آی بیا که نوروزه دنیا دو روزه
 تا آدمی جون دلُم چشمون خُو وَرسُوزه
بینه که قد تو کمُون و پشت مو قوزه

بیا بیا اَفتُو غروب شد پشت کوه کم کم او شُو شد
بیا که باز سر زد ز کوه ماه همچونو یکهو مَهتُو شد
بُر چه چُنی بر چه چونو این چونی مَبُو دلبروک مو
این جور که میبینی زمونه سال به سال کهنه و نو شد

بیا بیا با هم برم بند دره یا چاره بالا
مگو صبا دیره صبا ورخِه بیا تا برم حالا
در آن دره دور از همه بی همهمه خرم وخندان
دور از شر و شور و شره با شرشر اُو کنم لالا

March 19, 2008

سال نو مبارک!

نو روزتان نو!
دوستی بازی‌بازی من را به بازی خوانده، بدتر اینکه ناخواسته اسم ما رفته قاطی شاعران و طنازان و شاعر مسلکان. اولا که می‌خواستم خودم را تبرئه کنم ولی نشد که بشود! حالا من زیاد هم این بازی را بلد نیستم ولی از کلام خواجه «هستی» و «می» و «ساقی» جمع شدند. حیفم آمد فقط ۵ بیت غزل اینجا بیاید، با تخلیص:

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی نشستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که بازبینیم دیدار آشنا را
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
آیینه سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود
ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

حالا که حضرت حافظ «ما را معذور داشته»، دعوت پنج نفر ديگر پيشکش! ولی همه‌ی «خوبان پارسی گو» که از اين‌طرف‌ها می‌آيند دعوت! اگر بلاگريد عيد ديدنی می‌آييم خانه‌تان، مشاعره! اگر نه، همين‌‌جا در نظرات، يک چای ديگر در خدمتتان هستيم! برای سهولت انتخاب «کلمه‌ی کلیدی» هم از میان کلمات غزل بالا، با خودتان ….

November 18, 2007

از نوشته‌های آن سفرکرده!

توضیحات: این‌ها مشاهدات من نیست. مشاهدات دوستی است که به دقت نظرش ایمان دارم شاید اگر من بودم و می‌خواستم چیزی بنویسم تا به این حد نگاهِ «بد اصفهانی» نمی‌داشتم ولی به نظر من نکته‌های ارزشمندی بین نوشته‌هاست، بر خلاف نظر یکی دوستان همه‌اش هم منفی نیست! مثلا به نظر من تاکسی تلفنی خیلی هم ارزان است!! (این نوشته ممکن است تکمیل شود)

مشاهدات یکی از دوستان از چند روز اول سفر به ایران

(more…)

October 30, 2007

در ستون تسليت‌ها نامی از ما يادگاری

قیصر رفت

خسته‌ام از آرزوها، آرزوهاي شعاری
شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری
لحظه‌های كاغذی را روز و شب تكرار كردن
خاطرات بايگانی، زندگيهای اداری
آفتاب زرد و غمگين، پله‌هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين، آسمانهاي اجاري
با نگاهي سرشكسته، چشمهايي پينه‌بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم‌انتظاری
صندليهای خميده، ميزهای صف‌كشيده
خنده‌های لب پريده، گريه‌های اختياری
عصر جدولهای خالی، پاركهای اين حوالی
پرسه‌های بی‌خيالی، صندليهای خماری
سرنوشت روزها را روی هم سنجاق كردم
شنبه‌های بی‌پناهی، جمعه‌های بی‌قراری
عاقبت پرونده‌ام را با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری
روی ميز خالی من، صفحه‌ی باز حوادث:
در ستون تسليت‌ها نامی از ما يادگاری

September 15, 2007

قرآن شنیداری پارسی

برای آن‌که دانلود کردن کل مجموعه آسان‌تر شود، فایل‌های صوتی به تفکیک اجزاء بازسازی شده‌اند. توجه کنید که ترجمه هیچ‌گاه اصل متن نمی‌شود و این در خصوص قرآن مشکل‌تر می‌شود. به علاوه گاهاً در این فایل‌ها اشتباهات روخوانی هم مشاهده می‌شود.

سعی کردم پس از ساختن فایل‌های صوتی «به تفکیک جزء» نتیجه کار را بررسی کنم ولی مسلماً بدون اشتباه نبوده، اگر قسمتی از فایل‌ها قابل شنیدن نیست و یا اشتباهی فاحش (مانند پس و پیش بودن آیات) مشاهده کردید لطفاً مرا مطلع کنید.

متن ترجمه نخست[۱] ترجمه دوم[۲]
جزء اول
جزء دوم
جزء سوم
جزء چهارم
جزء پنجم
جزء ششم
جزء هفتم
جزء هشتم
جزء نهم
جزء دهم
جزء يازدهم
جزء دوازدهم
جزء سیزدهم
جزء چهاردهم
جزء پانزدهم
جزء شانزدهم
جزء هفدهم
جزء هجدهم
جزء نوزدهم
جزء بیستم
جزء بیست ویکم
جزء بیست ودوم
جزء بیست وسوم
جزء بیست وچهارم
جزء بیست وپنجم
جزء بیست وششم
جزء بیست وهفتم
جزء بیست وهشتم
جزء بیست ونهم
جزء سی ام

[۱] روخوانی از ترجمه‌ی فولادوند. این فایل‌‌ها را مدت‌ها پیش دانلود کرده‌ام و متاسفانه منبع آنها را نمی‌دانم. اگر می‌دانید بنویسید. در ضمن آیه‌های آغازین سوره آل‌عمران را نداشتم، لذا جزء سوم این مجموعه را نتوانستم بسازم(توضیح: جزء‌های پایانی هم مشکل داشت، اگر اصل فایل‌ها پیدا کردم تصحیح می‌کنم).
[۲] منبع ترجمه‌ی دوم، وب‌سایت quran-farsi.net می‌باشد. با تشکر از آقای حسن زمان‌زاده که اجازه استفاده از منابع‌شان را دادند.

رمضانيه‌ی امسال بصورت چند فايل صوتی آن بالای صفحه قرار گرفته

July 10, 2007

ببر مازندران


بشـــنويد
به ياد شهرام که دیر آمد و زود رفت …

March 21, 2007

با من بزن اين جام، که ايام، سعيد است

March 2, 2007

نرم نرمک مي‌رسد اینک بهار

اینجا مي‌توانید شمارنده معکوس بسازید. اگر من درست حساب کرده باشم تا تحویل سال نو این‌قدر باقی مانده:
به جاوا:

به فلش:

حالا نمي‌دانم آنجایی که شما هستید اینها درست کار مي‌کنند یا نه ولی اگر خواستید مي‌توانید این کد‌ها را کپی کنید:
به جاوا:


به فلش:

December 19, 2006

شب یلدا

و میوه‌ای که آدم بدان بهشت روضه دارالسلام را انار بود نه سیب!
 

November 6, 2006

بهرام و گور

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر
ديدی که چگونه گور، بهرام گرفت

October 25, 2006

صلح نوبل

آيا تا به حال برايتان پيش آمده که با ديدن شخصي آرزو کنيد ای کاش چون او می‌بوديد؟ حتما شده! من وقتی دو سال پيش مصاحبه «محمد يونس» بنيان‌گذار «بانک گرمين» با «چارلي رز» را ديدم اين آرزو را داشتم، حال شايد اين آرزو چنان محال به نظر مي‌رسيد که آرزو کردم اي کاش حداقل در کشورمان کسي مانند محمد يونس مي‌بود. مي‌دانم بيچاره ملتي که به قهرمان نيازمنداست، ولي مثلا اگر کسي مانند گاندي در تاريخ کشورمان داشتيم شايد خيلي از مشکلات امروز ما وجود نمي‌داشت!
به هر حال، اين دوست ما چندي پيش جايزه‌ی نوبل صلح را گرفت و گواراي وجودش! جايي خواندم بعد از سال‌ها او اولين کسي بوده که تمام کميته‌ي انتخاب جايزه، همگی به او راي داده بودند. در ميان برندگان صلح نوبل اسامي بزرگي مانند مادر ترزا، مارتين لترکينگ، آلبرت شويتزر، نلسن ماندلا، دالاي لاما و … هستند ولي بي‌شك محمد يونس از دوست‌داشتني‌ترين برندگان جايزه هست. شايد خالی از لطف نباشد اين مصاحبه را ببينيد.

|| مطالب قبلی »»