December 20, 2008

____

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را
گرفتم آتش پنهان خبر نمی‌داری
نگاه می‌نکنی آب چشم پیدا را
هنوز با همه دردم امید درمانست
که آخری بود آخر شبان یلدا را

7 Comments »

The URI to TrackBack this entry is: http://rezas.blogsome.com/2008/12/20/696/trackback/

  1. kheili mashkok mizania…

    Comment by hishki — December 20, 2008 @ 3:04 pm

  2. دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد
    تکیه بر عهدتو وبادصبا نتوان کرد
    هرچه سعی است من اندر طلبت بنمودم
    اینقدر است که تغییر قضا نتوان کرد

    Comment by nobody — December 24, 2008 @ 2:30 pm

  3. آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم تا برفتی ز برم صورت بی‌جان بودم
    نه فراموشیم از ذکر تو خاموش نشاند که در اندیشه اوصاف تو حیران بودم
    زنده می‌کرد مرا دم به دم امید وصال ور نه دور از نظرت کشته هجران بودم
    تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح همه شب منتظر مرغ سحرخوان بودم

    Comment by سعدی — December 25, 2008 @ 8:04 am

  4. salam,khubi agha reza?nistiaaaaaaa…rastesho begoooo

    Comment by mohammad — December 25, 2008 @ 1:47 pm

  5. ماهم این هفته برون رفت وبه چشمم سالیست
    حال هجران توچه دانی که چه مشکل حالیست

    Comment by nobody — December 25, 2008 @ 3:54 pm

  6. agha irane baba! roo nakarde

    Comment by Anonymous — December 25, 2008 @ 8:42 pm

  7. عشقبازان لاابالی تر به پیش
    تا جواب آید سوالی تر به پیش

    Comment by Anonymous — January 8, 2009 @ 1:59 am

RSS feed for comments on this post.

Leave a comment

Line and paragraph breaks automatic, e-mail address never displayed, HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <code> <em> <i> <strike> <strong>

Farsi Editor


||