تو که باشي
گفتم دل و جان بر سر کارت کردم
هر چيز که داشتم نثارت کردم
گفتا تو که باشي که کني ياد مرا
کاین من بودم که بيقرارت کردم
از مال جهان جز جگري ريشم نيست
اينست و جز اين هيچ کم و بيشم نيست
از خويشتن و خلق به جان آمدهام
يک ذره دل خلق و سر خويشم نيست
دو رباعي از مختار نامه عطار
دسته:
- عطار | 12:22 pm


salam, man comment shoma ro dar webloge “pesare fahmide” didam, kheyly donbaale oon ketaabi ke shoma moarefi kardid “the Flying Circus of Physics” migardam, age momkene mikham PDF esh ro baram befrestin. mamnoon!
Comment by Kaveh Daneshvar — January 20, 2007 @ 5:56 am
كم كم داشتيم نگران مي شديم از اين همه غيبت!
خير است انشاالله…
Comment by در اوج تنهايي — January 21, 2007 @ 4:27 am
طريق صيد دلم را اگر بياموزی،
کسی به رامی من نيست!
خزان رسيده و
در باغ عمر،
هيچ گل به بی دوامی من نيست
يکی به طعنه به من گفت:
“پس دلت؟”
دلم تمامی من نيست…
Comment by ...... — January 21, 2007 @ 12:56 pm
طريق صيد دلم را اگر بياموزی،
کسی به رامی من نيست!
خزان رسيده و
در باغ عمر،
هيچ گل به بی دوامی من نيست
يکی به طعنه به من گفت:
“پس دلت؟”
دلم تمامی من نيست…
Comment by ...... — January 21, 2007 @ 1:00 pm
Salam, saret shooloogh shode agha Reza dir be dir, matlab mizari…., khosh bashi
Comment by MK — January 21, 2007 @ 10:07 pm
Very nice Reza jan. Thanks for your message you know my spelling sucks :) Hope all is well with you. Please, keep your comments coming! I am sure I’ll have more spelling errors in the future :) Take good care.
Comment by Parisa — January 23, 2007 @ 8:59 am